راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


شهرزاد

سلام

 

آه و صد آه از سریال شهرزاد

نمی دانم دست کدام تقدیر باعث شد که بعد از انتشار پانزده قسمت از این سریال که خیلی ها از آن تعریف می کردند، باعث شد تا آن را ببینم

واقعا چرا

من که اصلا در قید و بند دیدن سریال های خانگی و دی وی دی های سریالی نبودم و نمی دانم چه شد که این سریال وارد خانه من شد

دیدن اولین قسمت همان و بیدار ماندن تا ساعت سه صبح و دیدن هفت قسمت بدون وقفه،

سریال گویی داستان زندگی من بود با کمی تفاوت های کوچک

تلخ ترین قسمت، قسمت پنج بود

گویی به جای فرهاد، خودم را می دیدم و چه بغض آلود ترانه رفیقم کجایی با آن هماهنگ شده بود

نمی دانستم چه کسی دور و برم است، یاد نه سال پیش افتادم و بی اختیار اشک هایم سرازیر شد

گریه و بغضی سنگین

 

من نیز شهرزادی داشتم ولی برعکس شهزراد این سریال بود

این شهرزاد، کماکان عاشق بود و عشقش به فرهاد باعث شده تا برای حفظ جانش، تن به فداکاری دهد

وای که بغضم درمان نداشت

الان که می نویسم، تا قسمت پانزدهم را دیدم و همچنان اشک میریزم

وای که چه بی نظیر بود صحنه دل بستن فرهاد به رویا، مسحور نگاههای زیبای این دو نفر بودم و خود را می دیدم و .....

یا صحنه ای که شهرزاد، فرهاد و رویا را با هم می بیند در سینما و .....

یا صحنه ای که شهرزاد برای مداوای رویا به کمک فرهاد می رود و ....

آه از این بغض بی درمان

بی نظیر ترین سریالی که تا کنون دیدم بی شک شهرزاد است

 

در تند باد حوادث، عشق اولین قربانی است

 

یا علی مدد

امیر



برچسب ها:
منبع مطلب